Band Transformation; Darya’s US/CA tour (review)

Posted on Saturday, August 2nd, 2008 at 8:33 pm

Once again Darya’s US/Canada tour was a big success. Darya accompanied by a new band of musicians that came from all around the world performed in several states in Northern America and Canada. He appeared with a new look, new style and new music. Although, the first time they were playing afghani music, the talented musicians performed fabulously. His new band consists of Hindi/Punjabi Dohl played by Mitch Hyare, drums played by Peter Michaelov, electric guitar played by Paul, bass guitar/saxophone, and keyboards played by Behzan. One of Darya’s big fans presented us with the following review on his tour on which this fan was a witness herself. She wrote the following (Dari):


embedded by Embedded Video


رویای زود گذر

به قلم “صاعقه سروش

در جستجویش دمبدم دریا به دریا میروم

وادی به وادی کوه بکو صحرا به صحرا میروم

با زمزمۀ همین سرود راهی سفر شدم تا با گذشتن از کوه و صحرایی به تماشای دریا بروم, دریایی که در هر حال و زمانی از جوش و خروش مواج پر تلاطم اش مشام جان تازه و روح افسرده شادان گشته است. سرود دریا سرود دیگریست و آوازش هم سحردیگری دارد.

صحبت از دریاست, نه آن دریایی که آرمیده باشد و نه آن دریا ییکه از دیده ها افتیده باشد. سخن ازدریا یست که با طغیان و خروش چنگ به دلها میزند و با شادابی و شوق رنگینی افق مهر و صفا را در درونش پهن میسازد و چه خوش میسراید …

جلوه ات در افق خاطره پیداست هنوز

یادت آرامش درد دل تنهاست هنوز

ره صد ساله به یک لحظه سپردی و مرا

خم این کوچۀ بی حادثه ماواست هنوز

دریا در طول مدت هنرش کنسرتهایی بی شمار و بی نظیری در سراسر جهان اجرا نموده و اینک با شکوه تر از همیشه به ملاقات عشق,عاطفه و احساس می رود,زیبایی می آفریند و چمنزاران پژمردۀ احساس و عواطف دوستدارانش را دوباره بهاران مینماید. او میرود در صحنه ای که بر دریای مواج نور به حرکت درمیاید و هنگامه به پا میشود.

به تاریخ بیستم اکتوبر سا ل 2007, دریا کنسرتی داشت در استدیوم بزرگ “هرشی سنتر” در تورانتوی کانادا. ازآنجاییکه من همچون دیگران, نه تنها صد دیگر و یا هزار دیگر , بلکه مانند هزاران هزار دیگر مشتاق شنیدن غلغله آن امواج تند و جوشان دریای پر تلاطم بودم که هر موجش ساز و ترنگ دیگری دارد, عازم تورانتو شدم. طی نمودن کوچه های پر خم و پیچ و رسیدن به سر منزل مقصود عاری از خسته گی نبود, ولی انچه آن شب دریا به حضور هواخواهانش پیش نمود و آن همه نو آوری ها و ابتکاراتی که در هنرش به خرچ داده بود, لایق آن بود که راه های دشوارتری را پشت سر گذاشت و به خوشآمد گویی آن عزیز شتافت. سرود دریا همچون آب صاف و شفافی بود که رنجوری و خسته گی ازتن میزدود.


Darya Rehearsing in Toronto Hershey Centre

————————


این کنسرت تفاوت زیادی با کنسرتهای قبلی او داشت, از آنجاییکه دریا همیشه نو آوری و تنوعی در کار های هنری اش داشته, اینبارهم با تازه ترین ها برروی ستیژ ظاهر شد. او با اکستر جدید, موزیک متفاوت, مدو فیشن”ستایل” کاملا جدید تالار بزرگ “هرشی سنتر” را به شور و وجد آورده بود. دریا با یک ارکستر کامل با حضور چیره دست ترین نوازندگان از چهار گوشۀ دنیا به کنسرت رنگ و رونق دیگری بخشید.

ارکسترش را حضور پنج نوازنده ماهر تشکیل میداد که هر یک با آنکه برای بار اول موزیک افغانی مینواختند با آنهم خیلی خوب و موفقانه درخشیدند.

آنشب با شکوه را چهره شناخته شده و رهنمای مجرب مقیم تورانتو, یما لودین تدارک دیده بود که خود نیز آواز خوان با استعدادی است. او با سرودن سرودی چند از آلبوم جدیدش برنامه را آغاز نمود و سپس دریا با یک دنیا عشق و صمیمیت به خوش آمد گویی هزاران هزار هواخواهش شتافت.

با پا های برهنه چه ساده و بی آلایش دریا به روی ستیژ ظاهر شده با آهنگ “سلام علیک” دلها را به تپش آورد؛ سپس با آهنگ “نغمه سرا” هیجان دیگری بر پا کرد و به همین ترتیب هر قدر برنامه پیش میرفت دریا بیشتر به شور دل باخته گانش می افزود و همهمه آنان را افزونتر مینمود. در جریان سه ساعت هنرنمایی اش دریا صادقانه و عاشقانه از دل سرود و به دلها چنگ زد. همانطور که تشنه گان آواز دریا از هر طبقه و سن و سال مختلفی آنشب در آنجا حضور داشتند, دریا هم به هر سن و سالی خواند و دل همگان را شاد نمود. آنشب از چهار بر “هرشی سنتر” باران عشق و محبت میبارید و یک شب فراموش ناشدنی به جمع بیشتر از پنج هزار هنر دوستی که آنجا حضور داشتند بود. دریا مانند کنسرتهای قبلی اش یک بار دیگر با شکوهتر به روی صحنه درخشید. مردم ترانه هایش را با او همصدا خواندند و هر یک از خوان با شکوه آن شب پر فروغ و بیادماندنی, خاطرات شیرین و خوشی با خود به یادگاربرد….

پر میزنم گه در چمن گه انجمن در انجمن

گم گشته جان جان من اینجا و آنجا میروم

هنوز طنین ساز و سرود آن شب پرخاطره در گوشم و تصویر آن چهره صمیمی و مردمی در جلو چشمم بود,که زمان کنسرت دریا در نیویارک فرا رسید. با آنکه هنوز دو هفته از کنسرت تورانتو نمیگذشت؛ یکبار دیگر شوق دیدار دریا و شنیدن آواز گیرایش, آوازی که مملو از احساس و همدلی است, مرا به طرف نیویارک کشانید. با اشتیاق بیشتراز پیش سفر به آنجا را تدارک دیدم. این بار دریا ادیتوریم “کویینزکالج”را در آن شهر پر غلغله با سازش, سرودش, و آن همه نوآوری های که همگان آن شب ناظرش بودند, به لرزه در آورد.

با آنکه توطئه پردازی بد بینان و حسودان دریا در آن شب و روز سخت گرم گرفته بود و دستانی عقب صحنه در کار و تلاش زیاد بودند تا ما نع حضور هواخواهان دریا به کنسرتهای او شوند, ولی خوشبختانه که این دسیسه سازی ها نه تنها موفقیتی در قبال نداشت بلکه به شوق و علاقه تشنه گان آواز دریا افزود و بیشتر از پیش هنردوستان را به محل کنسرت کشانید و آن شب هم تالاری که گنجایش بیشتر از دو هزار نفر را دارد تقریبا مملو از جمعیت بود……شبی بود نورباران وغرق درخوشی. سه ساعت تمام دریا در میان شور و همهمه حاضرین با شکوهترسرود,همچون دیگر برنامه هایش موفقانه درخشید و هزاران دل را تسخیرکرد.

ترتیب و تنظیم کنسرت های دریا را در نیویارک و ویرجنیا برادران لطفی که مالک استدیوی “ترای ویژن” استند به عهده داشتند, که خوب هم میزبانی نموده و تدارکی خاصی هم دیده بودند.

آن برنامه به تاریخ دوم نومبر2007 برگذار شد و درست یک شب بعد از آن به تاریخ چهارم نومبربرنامۀ دیگری در ویرجنیا ترتیب شده بود که این برنامه ختم کنسرتهای دریا به ایالات متحده و کانادا در سال جاری بود. برنامه ویرجنیا اگر چه که نسبت به مناطق دیگر در محلی با گنجایش کمتر برگذار شده بود با آنهم سالون میزبان هزار و یا شاید هم هزار و چند بود. در آن شب هم دریا چون ستارۀ تابان در آسمان بی پهنای موسیقی درخشید و دلهای دلباخته گانش را روشن نمود. همچون دو کنسرت دیگرش که من شاهد آن بودم, در این کنسرت هم تماشاچیان اعم از افغان و غیر افغان آنجا حضور داشتند. یکبار دیگر دریا ثابت نمود که هنرش نظیری ندارد و با صدایش و قدرت اجرایش هیچ یکی را یارای برابری نیست.


Darya Live in Toronto Hershey Centre

————————

دریا درجریان کنسرتها یش بر علاوه اجرای آهنگها ی نا ب و دلنشین اش, از پروژۀ جدیدش”حساب کوچه” که هدف از آن کمک به اطفال یتیم افغان و فامیل های آنان میباشد, یاد نمود. قرار گفتۀ این هنرمند مردمی و بشردوست “حساب کوچه” شامل دو هزار حساب بانکی برای اطفالی است که از نعمت تحصیل بی بهره بوده و از بام تا شام مشغول کارهای شاقه اند تا فامیل های خود را کمک نمایند. این دو هزار حساب بانکی به مصرف خود دریا فعا ل گردیده و برای دوام آنها, او کنسرتهایی اجرا خواهد نمود تا باشد که هم توجه سازمان های خیریه جهانی و هم افراد انفرادی را جلب کند تا هریک طفلی را معاونت کرده و ماه پنجاه دالر امریکایی به حساب بانکی او واریز شود تا بدینوسیله زمینه تحصیل طفل را فراهم سازد. معلومات بانکی این اطفال به اختیار حمایه کننده ها قرار خواهد گرفت تا آنها خود به طور مستقیم پول را به حساب مربوطه انتقال دهند.

آنچه از کنسرتهای دریا برداشت نمودم این است که او تنها آوازخوانی است که در هرحالتی و در هر زمانی باز هم همه هواخواها نش را با خود دارد. چنانچه از چهار گوشۀ امریکا و کانادا از فاصله های خیلی دورعلاقه مندانش به دیدار او آمده بودند. من یگانه کسی نبودم که در مدت کمتر از یک ماه در فاصله بسیار کوتاه به سه کنسرت دریا که یکی از دیگر درخشنده تر بود اشتراک کردم, بلکه هواخواهان دیگر دریا نیز در اضافه تر از یک کنسرت اشتراک نموده بودند و آنهم از فاصله های دوری به دیدار آن عزیز بی همتا آمده بودند. کنسرتهای دریا با شکوهترین کنسرتها در بین کنسرتهای افغانی بوده و است, زیادترین تماشاچی را همیشه با خود داشته و جای بس خوشی است که بر علاوه افغانهای عزیز ما, کسانی دیگری هم استند که با وجود ندانستن لسان دری باز هم به موسیقی دریا علاقه مند اند و به کنسرتها یش اشتراک میورزند. دریا, همچنان هواخواهان زیادی در جمع مردم هنر پرور ایران دارد و در کنسرتهایش هم تعداد زیادی از ایرانیان اشتراک میورزند.

با ختم سفر های دریا در ایالات متحده و کانادا, راهی منزل شدم. تنها به سفر رفتم ولی در برگشت دیگر تنها نبودم چرا که آن همه خاطرات خوش رفیق راهم شدند. همچون دیگر دوستداران او, من هم شاهد موفقیت های بی شمار دریا بودم و با خاطرات خوشی از همۀ آن کنسرت ها ولی با اندکی حزن که آنهمه چون رویایی زود گذشت به کلبه ام بر گشتم, و حال باز همان گوشۀ یخ بستۀ غربت است که با صدای دریا آب میشود. چشم بر هم میگذارم تا از آن همه خاطرات تصویری سازم دیگر من, من نیستم……….

تا میروم در کوی او دیوانه ام از بوی او

نا دیده روی و موی او از دست و از پا میروم

نظریات

خوب است آنچه من از هواخواهان دریا در این سه کنسرت شنیدم, شما هم آگاه شوید

_کنسرت دریا عالی مانند همیشه, شب خوبی برای من و فامیلم بود . (م. رحیمی.. ویرجنیا)

_ کنسرت فوق العاده بود, اما سه ساعت بسیار زود گذشت. آرزو داشتم آنشب بیشتر و بیشترمیشنیدم , کاش فرهاد جان آهنگهایی از البوم جدیدش هم میخواند. همه چیز در آن شب خوب بود, خود فرهاد جان که ضرورت به گفتن ندارد, یک هنرمند چیره دست است و اینرا همه میدانند. از مد نو در قسمت لباس هایش زیاد خوشم آمد, بسیار صمیمی تر از پیش معلموم میشود و هم مورد توجه خاص نسل جدید است. —(خانم عزیزهتورانتو, کانادا)

_ نو آوری های آقای دریا همیشه قابل تحسین بوده, اوهمیشه در کنسرتهایش زحمت زیادی به خزچ داده و با چیز های نوی آمده.نوازنده های بسیار ماهری با خود داشت به خصوص دهل نواز که فوق العاده مینواخت. از موزیک فرهاد جان امشب زیاد لذت بردم و آرزو میکنم همیشه همینطور موفق و کامیاب باشد. —-( سمیع حبیبزی—-تورانتو, کانادا)

_ من افغان نیستم و زبان دری را هم نمیدانم, ولی وقتی آهنگهای “سلام افغانستان” را در خانه یک دوست افغانم تماشا کردم بسیار از موزیک این آقا خوشم آمد. البوم “سلام افغانستان” را هیشه میشنوم بسیار عالی است. امشب هم دراین برنامه با دوست افغانی ام آمده ام و از نزدیک دیدم که فرهاد دریا چقدر یک هنرمند با استعداد و موفق است. معلوم میشود که او علاقه مندان زیادی هم دارد چون بسیار زیاد مردم امشب اینجا آمده اند. از چند آهنگ آرامی که فرهاد خواند زیاد خوشم آمد, آواز او برای آهنگهای آرام عالی است و بسیار پر سوز میخواند. اگرچه که من به معنی شعراش نفهمیدم اما میتوانم بگویم که در صدایش و سرودش یک احساس و سوزی وجود داشت. من در “وب سایت” او خواندم که غیر از اینکه او یک هنرمند فعال و با استعداد است در کار های خیریه و کمک به اطفال هم سهم فعال دارد, این احساسش را قدر میکنم و برایش آرزوی موفقیت دارم. —-(مریبل —نیویارک)


Darya Live in Toronto/NY

————————

_من آواز این هنرمند را قبلآ نشنیده بودم آما در مورد او کم و بیشی شنیده بودم. امشب هم با خواهرم “مریبل” اینجا آمدم با وجودی که منهم زبان این هنرمند را نمیدانم ولی بسیاراز کنسرت امشب لذت بردم و خوشحالم که اینجا اشتراک کردم. آقای دریا خیلی با استعداد, صمیمی و با شخصیت معلوم میشود . موزیک اش واقعا قابل تحسین است. تییا ولاسکو

_ کنسرت بسیار جالب و دیدنی بود و فرهاد جان هم مثل همیشه ابتکاراتی از خود نشان داد و زیاد هم تشویق شد, اما به نظر من کنسرتهایش با نوازنده های افغانی زیادتر دلچسپ است. —- وحید اوریاخیل—نیویارک

“Artists, they have no border and no nationality. They can not be stopped by any man made differences or borders. They know one thing… humanity. Farhad Darya is one of them, a real artist, a real human and a real human lover.”

~Sayed Yahya~

  • Share/Bookmark




Comments 0 Read

No comments yet

Post a comment